بابا صفرى
9
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
گفتار يازدهم اردبيل از شهريور 1320 تا آغاز انقلاب 1357 مقدمه : در مجلّدات اول و دوم اين كتاب از گذشتههاى اردبيل سخن گفتيم و آن مقدار از وقايع اين خطّهء باستانى را كه ميسّر بود ، از دورانهاى قديم تا شهريور 1320 خورشيدى ، با جمال آورديم . اكنون براى رعايت ترتيب تاريخى ، اين گفتار از جلد سوم را بوقايع اردبيل از بعد از سوّم شهريورماه آن سال اختصاص مىدهيم و اتفاقات قابل ذكر آن منطقه را در اينجا مىآوريم و چون اصولا حوادث و اتفاقات ايران از آن سال ، يعنى 1320 تاكنون زياد و تحولات اجتماعى و سياسى بسيار وسيع است ، براى آنكه جائى براى گفتارهاى ديگر نيز باقى باشد ايجاز و اختصار را در آن رعايت مىكنيم و شرح آنها را بدانشمندان معاصر اردبيل ، كه اىبسا شاهد و ناظر آنها بودهاند ، و نيز جوانان انديشمند اين سامان ، كه مسلما در آينده دراينباره بمطالعاتى خواهند پرداخت ، واگذار مىنمائيم . در گفتار ششم مجلّد دوم ورود سربازان شوروى را ، در حوالى ظهر روز دوشنبه سوم شهريور 1320 به شهر اردبيل ، بيان كرديم و سرگذشت تأثرآور اردبيليان را در آن روز و روزهاى هولناك بعد ، يادآور شديم و گفتيم عليرغم آنكه در شهر شايع شده بود كه نيروى كمكى از تهران آمده در گردنهء « صائين » جلوى سپاهيان روس را گرفته است ، طولى نكشيد كه از راديوها شنيده شد « مهاجمين از زنجان و قزوين نيز گذشته به قصد تهران پيش مىروند » .